تبلیغات
روستای هلال آباد - مطالب حکایتهاو ضرب المثل ها
روستای هلال آباد
سرزمین تلاش و پشتکار آباء و اجداد

مرتبه
تاریخ : شنبه 20 خرداد 1391

چشم ها :

دلیل وجود ابرو ها این است که از ریخته شدن عرق به داخل چشم ها جلو گیری کند.

دیابت اولین علت نابینایی در آمریکا است.

انسان در هرسال بیش از 6 ملیون بار پلک می زند.

موها :

یک مرد معمولی حدود 5 ماه از عمر خود را صرف اصلاح موهای صورت می کند.

مو دومین بافت در بدن است که سریع ترین رشد را دارد. مغز استخوان رتبه ی اول را دارد.

موها وناخن ها از یک ماده تشکیل شده اند.

 

مغز :

حدود 20 درصد از اکسیژنی که تنفس می کنیم به مغز می رود.

شما نمی توانید خودتان را قلقلک بدهید. چون مغز میداند که می خواهید به بدن خود دست بزنید بنابراین بر خلاف وقتی که چیز دیگری به بدن شما برخورد می کندعکس العمل نشان می دهد.

بدن :

روزانه حدود 10 ملیارد سلول پوستی بدن انسان می میرند.

هر انسان روزانه بین 1 تا 3 پیمانه بزاق ترشح می کند.

بدن یک انسان بالغ روزانه به حدود 40 کیلو گرم اکسیژن نیاز دارد.

قلب :

فشاری که قلب انسان تولید می کند می تواند خون را تا بیش از 10 متر بپاشد.

قلب انسان به طور میانگین حدود 35 ملیون بار در سال می تپد. بنابر این قلب یک انسان عادی روزانه صد هزار بار می تپد.

بعضی موضوعات جالب دیگر :



ادامه مطلب
طبقه بندی: حکایتهاو ضرب المثل ها، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391


دوست را به محبتش نه به کلامش

...
عاشق را به صبرش نه به ادعایش

...
مال را به برکتش نه به مقدارش

...
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

...
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

...
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

...
درس را به استادش نه به سختیش

...
دانشمند را به علمش نه به مدرکش

...
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

...
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

...
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

....
دل را به پاکیش نه به صاحبش

....
جسم را به سلامتش نه به لاغریش

...
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش




طبقه بندی: حکایتهاو ضرب المثل ها، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند. فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:” همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند

شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:” چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد

فرشته پیر پاسخ داد:”وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی دیر به این نکته پی می بریم:

 

با تشكر از سركار خانم زهرا زارعی:




طبقه بندی: حکایتهاو ضرب المثل ها، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
(تعداد کل صفحات:8)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد اقدامات اخیر شوراهای اسلامی روستا چیست ؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی1

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ