تبلیغات
روستای هلال آباد - مطالب روحیه سازی فرهنگی
روستای هلال آباد
سرزمین تلاش و پشتکار آباء و اجداد

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 27 آبان 1397
این نوع از خانمها مطمئنا همسرانشان را هم مانند خودشان سرد و افسرده می کنند. آیا شما به همسرتان در جمع بی احترامی می کنید و با او بد رفتار می کنید؟

در این مقاله 4 نوع از زنانی که مردان از آنها دوری می کنند را توصیف می کنیم. امیدواریم شما جزء آنها نباشید.

1 -
ملکه های عیب جو

ملکه نمایش یک نوع شخصیتی است که بسیاری از خانمها را شامل می شود. این خانمها معتقدند که همه چیز یا خیلی خوب است یا خیلی بد. معنای لغوی ملکه، شخصی است دارای بی نهایت عکس العمل های احساساتی و مهیج.
هیچ حد وسطی برای این دخترها وجود ندارد. همه چیز یا بسیار عالی است یا فوق العاده وحشتناک.
در ارتباطاتشان هم عیب جو، نالان، نق نقو، و اغلب اوقات بی حوصله هستند. همیشه نیازمند این هستند که چیزی بگویند. از نظر آنها هیچ چیز درست نیست. علاوه بر این، این خانمها، انواع و اقسام روش ها را امتحان می کنند تا نظر آقایان را به خودشان جلب کنند. درصورتی که بحران های زیادی پیش روی آنهاست و آنها به دنبال کسی هستند که نجاتشان دهد.


2 -
پرنسس های خونسرد
این نوع از خانمها مطمئنا همسرانشان را هم مانند خودشان سرد و افسرده می کنند. آیا شما به همسرتان در جمع بی احترامی می کنید و با او بد رفتار می کنید؟ آیا همسرتان شما را گاهی کناره گیر توصیف می کند؟ با او گرم و صمیمی باشید چرا که او به خاطر همین رفتارهاست که تا دیر وقت کار می کند و با زدن یک تلفن از آمدن به آن قصر یخی( خانه ) عذر و بهانه می آورد.

3 -
خانم های اهل پز
این نوع از زنان اغلب خودشان را به رخ دیگران می کشند و معمولا موارد بسیاری برای خودنمایی مقابل دیگران دارند. او می تواند خودش را در قالب یک شخصی در سمت رئیس، یا صاحب یک مرسدس بنز نشان دهد. تا زمانی که او به این کارش ادامه می دهد همسرش هم تاوان این فضائل و کمالات را می دهد. در مواقعی که زن صحبت می کند همسرش ساکت است تا مبادا نسبت به صحبتهای زنش مخالفت کند.
مشکل این زنان این است که آنها از
همه موقعیت ها استفاده می کنند تا خودشان را به رخ دیگران بکشند و با این کارشان همسرشان را ناراحت و آزرده خاطر می کنند.

4 -
خانم های درحال تغییر
این خانمها در برخورد اول با آقایان بسیار خوب و دلنشین به نظر می رسند. همیشه آرایش می کنند و بسیار آرام صحبت می کنند. همیشه مراقب هستند موهایشان آشفته نشود و این را به همسرانشان هم تذکر می دهند. آنها به همسرشان کمی اخم می کنند، لبهایشان را جمع می کنند و سرشان را هم به طرف همسرشان کمی خم می کنند.
قبلا او هیچ کدام از این مشخصات را نداشت اما درحال حاضر همه این ویژگی ها را داراست. زمانی که همسرش از محل کار به خانه می رسد، احساس می کند که با زن جدیدی رو به رو شده است. چنین تغییر چشمگیری
حس اعتماد و اطمینان بین آنها را کم می کند. مرد در این لحظه نمی داند چه اتفاقی افتاده و فکر می کند که او را قبلا می شناخته است.

در اینجا شما با زنانی که مردان از آنها دوری می کنند آشنا شدید. مردان فقط زنانی را می خواهند که خودشان ( واقعی ) باشند. زنان سرد، زنان اهل پز، درحال تغییر را فراموش کنید. اجازه دهید همسرتان شما را هر آنچه که هستید ببیند و عاشقتان شود.



طبقه بندی: روحیه سازی فرهنگی، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395


زندگی زیبا, اهدای عضو

روزی فرا خواهد رسید كه جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاكیزه ای كه از چهار طرفش زیر تشك تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی كه سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از كنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید كه دكتر بگوید مغز من از كار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نكنید به شكل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید.

بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران كمك كند كه به حیات خود ادامه دهند چشمهایم را به انسانی بدهید كه هرگز طلوع آفتاب، چهره یك نوزاد و شكوه عشق را در چشم های یك زن ندیده است.

قلبم را به كسی هدیه بدهید كه از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید كه او را از تصادف ماشین بیرون كشیده اند و كمكش كنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به كسی بدهید كه زندگیش به ماشینی بستگی دارد كه هر هفته خون او را تصفیه می كند.

استخوان هایم، عضلاتم، تك تك سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا كنید كه آنها را به پاهای یك كودك فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بكاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به كمك آنها پسرك لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترك ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را كه از من باقی می ماند بسوزانید و خاكسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشكفند اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن كنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم كنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به كسی كه نیازمند شماست، كلام محبت آمیزی بگویید.اگر آنچه را كه گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند...




طبقه بندی: روحیه سازی فرهنگی، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
مرتبه
تاریخ : شنبه 2 مرداد 1395
ایـن متــن را جـــدی بگیـریم"

احترام به بزرگترها را فراموش نکنیم
نعمت وجود بابركت آنان، اغلب تا هستند، ناشناخته است. , جایگاه حساس و مهم و نقش كارگشاى آنان پى مى‏برند كه از دست‏بدهند. چه بسیار اختلافها و قهرها و نزاعهاى خانوادگى كه پس ازدرگذشت «بزرگ خاندان‏» چهره نشان مى‏دهد و چه بسیار رابطه‏ها ورفت و آمدها كه قطع مى‏شود، یا به سردى مى‏گراید، و علت آن فقط ازدنیا رفتن محورى است كه مایه دلگرمى، امید، انس و معاشرت فامیل‏است.

رسول خدا(ص) فرمود: «البركة مع اكابركم‏»; (1) .

بركت و خیر ماندگار، همراه بزرگترهاى شماست.

در سخن دیگر فرمود: «الشیخ فى اهله كالنبى فى امته‏»; (2) .

پیرمرد در میان خانواده‏اش، همچون یك «پیامبر» در میان امتش‏است.

این اشاره به همان نقش محورى، فروغ‏بخشى، صفاآورى، هدایت‏و ارشاد، تجمع و الفت است كه در وجود آنان نهفته است. پس اگربزرگترها در فامیل و خانواده، چراغ روشنى‏بخش و محور وحدت وهمدلى و عامل انس و ارتباط و رفت و آمدهاى خانوادگى‏اند، باید این‏جایگاه، محفوظ بماند و مورد حراست و تقویت قرار گیرد.

فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم دوستم بدار تا فرزندانت تورا دوست بدارند.



طبقه بندی: روحیه سازی فرهنگی، به این مطلب چه امتیازی می دهید
ارسال توسط هوشنگ زارعی
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد اقدامات اخیر شوراهای اسلامی روستا چیست ؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی1

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ